کتونی قرمز...
-
تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 21:11
هوای سرد بود، و من با اخم و بدخلقی به کارهای روزمره خودم فکر میکردم که قرار بود انجام بدم و به تاخیر انداخته بودن، زیر سوز سرما داشتم قدم میزدم، و تو دلم لفت میدادم به امید اینکه حداقل رفیقم پیامی که
ای پری چهره...
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:40
روز و شب گریم به یاد خاطرات توراحت جان تو بودی، عشق پنهان تو بودیروزگاری دل به دام تو فتاده بودهمدم شبها، رباب و جام باده بودهمچو پروانه به گرد شمع روی توجان و دل شعلهور بود، گریهها تا سحر بودناگهان بهاران خزان شد، چهرهات ز دیده نهان شدابر چشمم خون فشان شد، غم عشقت آتش به جان شد
مولاناجان...
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:40
چون خيال تو درآيد به دلم رقص کنانچه خيالات دگر مست درآيد به ميانسخنم مست و دلم مست و خيالات تو مستهمه بر همدگر افتاده و در هم نگران!
تخیلات...
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:40
كسي چه ميداندمن امروزچند بار فرو ريختمچند بار دلتنگ شدماز ديدن كسي كهفقط پيراهنش شبيه تو بود ...همین جمعه جلوی تالار یکی رو دیدم که داشت جلو عروس داماد میرقصد منم خجالت کشیدم نگاه کنم اما تو نمیدونی چ
او...
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:40
هر انسانی یک بار،برای رسیدن به یک نفر، دیر می کند. و پس از آن،برای رسیدن به کَسان دیگر، عجله ای، نمی کند! وقتی که بودمیگفتم دیگر هیچ چیز نمیخواهمحالا که نیستبازهم میگویم دیگر هیچ چیز نمیخواهماماآن نخواستن کجا و این کجا…!
آواز عاشقانه...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:28
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکستحق با سکوت بود،صدا درگلو شکستدیگر دلم هوای سرودن نمی کندتنها بهانه ی دل ما در گلو شکستسر بسته ماند بغض گره خورده در دلم آن گریه های عقده گشا در گلو شکستای داد،کس به داغ دل
بیدار..
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:28
من تو را نمی سرایم !.. تو ... خودت در واژه ها می نشینی!خودت قلم را وسوسه می کنی!و شعر را بیدار می کنی...
خاکستری...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:28
اگه بخام برای تو حرف بزنم، تمام حرف دنیا رو هم داشته باشم باز هم برای تو کم میارم، اما اگه تو رو داشته باشم، حاضرم هیچ حرفی نزنم، فقط زل بزنم تو چشات، نمیدونم میتونی این حس رو درک کنی، آرام میگیرم، تو
برگهای پاییزی
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:28
برگهای پاییزی زردو طلایی شدن، حالا یکی یکی دارن از درخت ها میریزن، من انقدر دوسشون دارم که هرروز صبح موقع رفتنم خم میشم و یک برگ افتادشو برمیدارم، انقد خوشکلن که بعضی وقتا حتی دلم نمیاد تو جیبم بزارم، دلم میخاست همیشه بتونم همین جوری نگهشون دارم، وقتی خشک میشن زود میشکنن و این ناراحت کننده است.
واکنش...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:28
با دیدن واکنش:"واکنش انجام نمیشود" → Na2O + Cاین جمله عاشقانه اما بیمخاطب رو ساختم:دوستت دارم، همچون سدیمی که اکسیژنش را به هیچ کربنی نمیدهد
ماه...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:28
من از ماه آمده بودم...دستانم، بوی ستاره میداد و لبانم، طعم شهابسنگ...در نگاهم، مغناطیس عطارد جریان داشت و در آغوشم، گرمای ونوس...و دوست داشتنم، به اندازه کهکشانهای ناشناخته، وسعت داشت...من از ماه آ
عشق یعنی
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:28
love is afraid of losing youعشق یعنی ترس از دست دادن توno matter what the question is love is the answerپاسخ عشق است سوال هر چه که باشدwhen you have nothing left but love than for the first time you b
بهانه...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:28
دلم برات تنگ شده بود، معین خواننده محبوب منه، کسی که میتونه روح و فکر بهم ریخته منو شده حتی برای چند دقیقه تسکین بده، آرام و ملول گشتم،رفتم تو صفحات وب بچرخم تا شاید سرم گرم بشه، وسط این دلتنگی این آه
زندگی ...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:28
باید راهی یافت برای اینکه صبحها با امید چشم بگشایی و شبها با آرامش خیال بخوابی.اینطور نمیشود، نمیشود که فقط زندگی را گذراند؛نمیشود که تمام شدن فصلی و رسیدن فصل جدید را فقط گرما و خنکای هوا یادت بیاورد؛نمیشود تا نوک دماغت یخ نکرده حواست به رسیدن پاییز نباشد؛
خیلی دور خیلی نزدیک
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:28
کلا هیچی یادم نیست نصف خوابم صبح همون روزی که خوابتو دیدم یادم رفت یه خوردشم که دیر شد نتونستم بنویسم پرید، فقط تنها چیزی که تو اکثر خوابهام مشترک و وجه تشبیه دارن اینه که من اغلب تو رو از یه فاصله دو
ولنتاین...
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 6:44
❤️❤️❤️❤️عشقم ولنتاین مبارک❤️❤️❤️❤️یه متنی از دکتر شریعتی بود که دوسش داشتی" من ادعا نميکنم،که هميشه به ياد کسانی هستم که دوستشان دارم، اما ادعا میکنـم حتی در لحظاتی که يادشان نيستم با تمام وجود دوستش
میخواهمت اما ندارمت...
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 6:44
ای آنکه دوست دارمت اما ندارمتبر سینه می فشارمت اما ندارمتای آسمان من که سراسر ستاره ایتا صبح می شمارمت اما ندارمتدر عالم خیال خودم چون چراغ اشکبر دیده می گذارمت اما ندارمتمی خواهم ای درخت بهشتی، درخت جاندر باغ دل بکارمت اما ندارمتمی خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گلبر سر نگاه دارمت اما ندارمت
چهارشنبه سوری...
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 6:44
عاشقان همه نام و نشانی دارندآنکه در عشق تو بی نام و نشان است منم...چهارشنبه سوری امسال مثل سالهای قبلصدای ترقه و آتش بازی همه جای شهرو گرفته بود، مردم با ذوق و شور آتش روشن کرده بودن و بدهکار سردی آخر
دعای تحویل سال...
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 6:44
لحظه تحویل سال اولین کسی که دوست دارم بهش تیریک بگم، بند دلم، عشق ده سالم، دختری هست به اسم عسل، شماره خاموششو میگیرم، نه لزوما به این که بفهمه، گوشی رو برداره و حرف بزنه، به این دلیل که من دوسش دارم.
کسی را زیر سر داری؟!؟
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 6:44
حتما کسی را تازگی ها در نظر داریلابد به غیر از من کسی را زیر سر داری دیگر سراغی از دل تنگم نمی گیریبا اینکه از حال پریشانم خبر داریبی طاقتی این روزها جایی دلت گیر استبو برده ام از شهر من قصد سفر داریبو برده ام از عطر مشکوک تنت شب هاجایی دگر عشقی دگر یاری دگر داریسردی زمستانی در این گرمای تابستانلب ه...