خداوند متعال به حضرت داود عليه السلام وحى فرمود:يا داوُودُ! تُريدُ وَ اُريدُ وَ لايَكُونُ اِلاّ ما اُريدُ ، فَاِنَ اَسْلَمْتَ لِما اُريدُ اَعْطَيْتُكَ ما تُريدُ وَ اِنْ لَمْ تُسْلِمْ لِما اُريدُ اَتْعَبْتُكَ فيما تُريدُ وَ لا يَكُونُ اِلاّ ما اُريدُ.
اى داود! تو مى خواهى، من هم مى خواهم ، ولى جز آنچه من مى خواهم نمى شود. پس اگر تسليم آنچه من مى خواهم بشوى، آنچه را هم تو مى خواهى عطايت مى كنم. امّا اگر تسليم آنچه من مى خواهم نشوى، در آنچه خودت مى خواهى تو را به رنج مى افكنم و جز آنچه هم كه من بخ
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*همه توی خواب نازو منم به فکر چشمای ناز اون، به یاد روزایی که من میرقصیدم هی با ساز اون؛نفس گیرترین دقایق نتونست بمونه عاشقبازم معرفت داشت بهونه نیاوردو روراست گفت اونو میخوام ازم معذرت خواست و گفت خیلی مردی و شرمندتم اونو میخوام به پهنای صورت براش گریه کردم غمو هدیه کردم به قلبم براش قرض کردم براش نذر کردم بمونه تا تسکین شه دردم•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*اگه زیر چشام گود افتاد توی شهر چو افتاد که فلانی بی کس شد اگه دیدی غرورم له شد زندگیم مشکل شد چون زمونه برعکس شدهمیشه یه زخمی باهامه که هیچ وقت دیگه خوب نمیشه کسی جات نمیاد چون انقد مث تو محبوب نمیشهچجوری تونستی نمونی تا من اشک نریزم خدا دید که مردم تا گفتی خداحافظ عزیزم عزیزم •*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*━━━━━━━✦✗✦━━━━━━━ * ───┤⚡
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
من مرده ام اما اگر قرار باشد زیاد غمگین شوی بلند می شوم...
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
صبح خوابشو میدیدم. یه آقایی داشت در مورد شجاعی حرف میزد؛ منم رفتم باهاش حرف بزنم. دیدم اونور خونه عسل خوابیده. اتفاقا رفتم سمتش و میخاستم حرفامو بشنوه، ولی اون خودشو زده بود به خواب اما بیدار بود وقتی گفتم بیداره و حرفامو گوش میده آروم با چشمهای بسته ریز میخندید.
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
یک سینه حرف هست ولی نقطه چین بس است...
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
امشب دامن تو پر از هدیههای بزرگ و کوچک میشود؛ من اما هیچ ندارم که به تو هدیه بدهم. جز دلی که به من پس دادی. تولدت مبارک...
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
من کسیو از دست دادم که هیچ تلاشی برای موندنم نکرد، تو کسی رو از دست دادی که از جون و روحش برات مایه گذاشت. واقعا فکر میکنی بردی؟
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
بنده خدا شهریار تو یه قسمت از شعرش میگه من که تو خودم گناهی نمیبینم...اما من یه قدم فراتر از ایشون پا گذاشتم و به گناه های نکرده هم معذرت خاستم که بمونه، اما افاقه نکرد. یکی از نظرات خوانندگان که رد پایی هم از خودشون به جا نزاشتن، نظر منو به خودش جلب کرد. گفتن میدونی تیر برج چندمه ساله؟ کاش فقط هفت ماه بود. یه کلمه هم پیرو پست قبل بگم، آدم برای هر کسی اشکش در نمیاد، ببین چه بلایی سر آدم میارن که داغ آدم با هر چیزی تازه میشه... ولی من دوست داشتم، نباید اینجوری میشد...
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
نهایت درد این بود به کسایی که به ما تعلقی نداشتند خیلی اهمیت دادیم :)
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
تو مغزمون یه قسمت drafts هست، پُر از حرفایی که خواستیم بزنیم و هرگز نزدیم...
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
محمود درویش چه حرف قشنگی میزنه: منو ببر تو اون حالی که قبل تو بودم بعد ترکم کن. اینجوری منصفانه تره...
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
آسمان رنگ شب یلدا گرفت یاد تو آمد به قلبم جا گرفت تا سحر غم با دلم همخانه بود از فراغ تو دلم دیوانه بود یلدا مبارک
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی
برچسب:
نویسنده: یگانه رحمانی